تبليغاتX
آبجی کده
 
آبجی کده
 
 
در آبجی کده، سه تا آبجی از حال و روزشون می نویسند
 
ساعت ۲:۱۸ صبح.

من نمی تونم بخوابم از درد معده!!

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 30 مهر1385ساعت 19:52  توسط آبجی بزرگه  | 

Don't you think we need some color in our group weblog

By the way, why you are that lazy

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 27 مهر1385ساعت 13:48  توسط آبجی وسطی  | 
لیست آرزوهاتون رو نوشتین؟

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 27 مهر1385ساعت 9:42  توسط آبجی وسطی  | 
خوب من هم ناراحت هستم. خونمونو می خوام.

 

ابجی بزرگه این نیز بگذرد. تو می تونی

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 25 مهر1385ساعت 14:30  توسط آبجی کوچیکه  | 
آب و هوای اینجا هم متغیر بود. یکشنبه یک دفعه خیلی گرم شد. برعکس٬ دیروز و امروز ابری٬ کمی سرد٬و همراه با وزش باد.

حال و هوای دل من هم ابریه. می دونم که قراره که اینجا برای هم انرژی مثبت بفرستیم ولی من امروز اصلآ مثبت نیستم. از خودم شاکی ام ٬ از اینکه همیشه کار هامو می ذارم برای دقیقه آخر. زمانی که اینقدر فشار و استرس هست که نشه هیچ کاری رو درست انجام داد.

حالا نگین که خوب کاراتو به موقع انجام بده! به موقع نمی تونم انجام بدم دیگه! الآن هم دیگه چاره ای نیست. باید تا یک ماه آینده همین جوری کجدار مریض سر کنم.  

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 25 مهر1385ساعت 13:12  توسط آبجی بزرگه  | 
این سر دنیا از دو روز پیش پاییز شد. تعجب نکنید. منظورم اینه که از دو روز پیش هوا شد هوای پاییز. داره بارون میاد. قطع میشه. نم نم میشه. رگبار میشه. خلاصه پاییز شده دیگه.

 

دیشب صدای رعد اینقدر شدید بود که دزدگیر ماشین ها رو چند دفعه گول زد!

 

اونجا تو اون آخر دنیا چه خبر؟

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 25 مهر1385ساعت 8:34  توسط آبجی وسطی  | 
ابجی های عزیز کم کاری می بینم امروز

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 24 مهر1385ساعت 15:21  توسط آبجی کوچیکه  | 
آبجی کو جیکه وارد می شود.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 23 مهر1385ساعت 15:8  توسط آبجی کوچیکه  | 

به این میگن سایت جهانی!

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 23 مهر1385ساعت 14:49  توسط آبجی وسطی  | 
Si quelqu'un aime une fluer qui n'existe qu'à un exemplaire dans les millions et les millions d'étoiles, ça suffit pour qu'il soit heureux quand il les regarde. Il se dit: Ma fleur est là quelque part

Le petit prince - Antoine de Saint-Exupery
 |+| نوشته شده در  یکشنبه 23 مهر1385ساعت 14:48  توسط آبجی وسطی  | 
 

من هم همین الان داشتم همین متن رو می خوندم!!!! همین قسمتشو دقیقآ!!

به این میگن تله پاتی!!!!

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 23 مهر1385ساعت 14:38  توسط آبجی بزرگه  | 
اولین پست آبجی بزرگه
 |+| نوشته شده در  یکشنبه 23 مهر1385ساعت 14:29  توسط آبجی بزرگه  | 
خوب، خبرش كه هيجان انگيز بود، ببينم كار باهاش هم هيجان انگيزه يا نه؟

پ.ن: فكر كنم من كه آبجي وسطي هستم اولين پست رو نوشتم، اينطور نيست؟

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 23 مهر1385ساعت 14:4  توسط آبجی وسطی  | 
 
  بالا