تبليغاتX
آبجی کده
 
آبجی کده
 
 
در آبجی کده، سه تا آبجی از حال و روزشون می نویسند
 

Lullaby and good night
In the sky stars are bright
'Round your head
Flowers gay
Set you slumbers till day

Lullaby and good night
In the sky stars are bright
'Round your head
Flowers gay
Set you slumbers till day

Close your eyes
Now and rest
May these hours
Be blessed

Close your eyes
Now and rest
May these hours
Be blessed

Bonne nuit cher enfant
Dans tes langes blancs
Repose joyeux
En revant des cieux

Good night dear child
In your white sheets
Rest happy
Dreaming of Heaven
Quand le jour reviendra
Tu te reveilleras
Quand le jour reviendra
Tu te reveilleras

When day will be back
You'll wake up again
When day will be back
You'll wake up again
Lullaby and good night
In the sky stars are bright
'Round your head
Flowers gay
Set you slumbers till day

Ref: http://www.elyrics.net/read/c/celine-dion-lyrics/brahms_-lullaby-lyrics.html 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 29 آبان1385ساعت 14:5  توسط آبجی وسطی  | 
گفتی ربات

دیشب فیلم I, Robot را دیدم. برای چهارمین یا پنجمین بار!! نه اینکه انقدر فیلم خوبی باشه که بخوای اینهمه ببینیش٬ من گاهی حال و حوصله ندارم  فیلم جدید ببینم که بخوام مغزمو به کار بندازم و بفهمم چی به چیه!!! ترجیح میدم  فیلم تکراری ببینم!  

یکی از قسمتهای جالب فیلم اونجاییه که وقتی  ربات میگه که داشته احساسات انسانی رو یاد می گرفته٬ کارآگاه شکاک و بدبین با عصبانیت میگه :تو  رباتی ٬ احساس و اندیشه نداری. تو نمیتونی سمفونی بنویسی نمیتونی یه بوم رو تبدیل به اثر هنری کنی. آنوقت ربات با خونسردی ازش می پرسه تو میتونی؟!!!

گاهی خبر های مربوط به فن آوری آدمو نگران میکنه و به فکر می بره که دنیا داره کجا میره . با اینحال من فکر نمی کنم تا وقتی زنده هستم با تغییرات عجیب و غریب غیر قابل باور مواجه بشم!

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 28 آبان1385ساعت 1:31  توسط آبجی بزرگه  | 

My Goodness, where we go? I just found it on Yahoo

  A robot that heals itself

Researchers at Cornell University in Ithaca, N.Y., built a four-legged robot that can sense damage to its body and figure out how to adjust and keep going. They report the development in Friday's issue of the journal Science.

 |+| نوشته شده در  شنبه 27 آبان1385ساعت 15:16  توسط آبجی وسطی  | 
فیلم زیبایی بود. قصه زن زیبا شدیدا وسواسی و دیوانه ای که برای اثبات اینکه مادر خوبیه فرزند خوانده هاش رو می کشه!

و عجیب زیبایی این هنرپیشه خانم Angie Harmon به دلم نشست.

این فیلم رو میشه کنار Flightplan ( با بازی جودی فاستر) گذاشت و حسابی درباره اشون فکر کرد. مرز بین خوبی و بدی ازخود گذشتگی و دیوانگی فداکاری و جنون یک مادر و در سطح بالاتر هر انسانی کجاست؟

و آیا این جمله فیلم Flightplan نمیتونه به جنون مادر فیلم Glass House منجر بشه:

If someone took everything you live for, how long would you go to get it back

 

 |+| نوشته شده در  شنبه 27 آبان1385ساعت 15:7  توسط آبجی وسطی  | 
بالاخره این کتاب هم تموم شد. به نظرم نویسنده خواسته یه نسخه ایرانی - اسلامی از ۱۹۸۴ جرج اورول بسازه که صد البته این کجا و آن کجا...

از کتاب خوشم نیومد. بعضی جملاتش رو پسندیدم. بزرگترین تاثیرش نفرتی بود که باخوندن هر قسمتی که به سخنان و حرکات شخصیت "جنت ساز" و دار و دسته اش مربوط می شد با تمام وجود احساس می کردم. احساسی که اکثر ما نسبت به همه کسانی داریم که فکر می کنند از همه بهترند و تمام حقایق پیش اونهاست و بقیه "صلاح خودشون رو نمی دونند"...

کسی چه میدونه. شاید کتاب ندامتنامه خود نویسنده و رفقاشون باشه ...

"میناگران" هم چنگی به دل نزد...

 |+| نوشته شده در  شنبه 27 آبان1385ساعت 14:53  توسط آبجی وسطی  | 
A, B, C, D, E, F, G, H, I love you

این شعر آهنگیه که امروز شنیدم. جالب بود. ما هم شبیهش رو تو فارسی داریم. مثل:

ـ گل همین پنج روز و شش هفت هشت نه .....

ـ الف ب پ ت ث چهار پنج ......

و چند تای دیگه.

نمی دونم چرا اونایی که تو فارسی هست به اندازه این انگلیسیه جالب نیست!

 

 |+| نوشته شده در  شنبه 27 آبان1385ساعت 10:5  توسط آبجی بزرگه  | 
دیروز موهامو یه کم کوتاه کردم. آرایشگره که آومد موهامو سشوار بکشه بدون اینکه از من بپرسه شروع کرد به صاف کردن موهام. من هم هیچی نگفتم. فکر کردم بذارم صاف کنه ببینم چه شکلی میشم. بدک نشدم ولی به نتیجه جالبی رسیدم!

صاف کردن برای موهای بلوند بهتره. چون موهای روشن معمولآ کم پشت تر و رشته های مو نازک تره. در ضمن موهای بلوند سایه روشن بیشتری داره. ولی سایه روشن موهای تیره خیلی مشخص نیست بنابراین وقتی صاف میشه خیلی یکنواخت به نظر می رسه٬ و چون پر پشت تره خوب روی سر نمی خوابه.

 البته همیشه استثنا وجود داره!

 |+| نوشته شده در  شنبه 27 آبان1385ساعت 7:38  توسط آبجی بزرگه  | 
جالبه که خود نویسنده در مقدمه کتابش دقیقا میگه کتابش در مورد چیه.

شرمندگی نداشت . میرفتی خودت نظر می دادی می شد ۲ تا نظر

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 23 آبان1385ساعت 9:3  توسط آبجی وسطی  | 
در مورد دو پست قبلی:

من نسخه انگلیسی ۱۱ دقیقه رو خوندم. امکان نداره توی ایران ترجمه کاملش چاپ بشه!!!!

در مورد ترتیب آبجی ها هم بلاگفا اسامی نویسندگان وبلاگ رو به ترتیب حروف الفبا نمایش میده.


برای آبجی وسطی [حالا که از آدمهای نکته سنج خوشت میاد من هم یه چشمه بیام :) ]

توجه کردی پست های ما یا نظر نداره یا ۲ تا نظر داره؟!


پ.ن. همین الآن چک کردم دیدم یکی از پست های قبل هست که ۱ نظر داره. شرمنده!!!! گاهی جو آدمو می گیره دیگه!!!

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 22 آبان1385ساعت 11:47  توسط آبجی بزرگه  | 
همیشه از آدم های نکته سنج خوشم میاد

دومین نظر پست قبلی رو دیدین؟! عجب دقیقه این آقای بهرام! دستش درد نکنه!

راست میگه ها. چرا اسم آبجی کوچیکه قبل از آبجی وسطیه؟

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 22 آبان1385ساعت 7:11  توسط آبجی وسطی  | 
شنبه پر باری بود

به یه کارم نرسیدم ولی در عوض هم نمایشگاه عکس رفتم و هم نمایشگاه کاشی و سرامیک

هر دو خیلی جالب بودند. اولی تو قسمت خبری فوق العاده بود.

راستی چند تا کتاب جدید هم خریدم. دو تا چیز دیدم که داشتم شاخ در میاوردم. یکی کتاب رمز داوینچی (که قبلا گفته بودند جمع آوری شده) دومی ترجمه کامل ۱۱ دقیقه پاولو کوییلو (فکر می کنید ممکنه؟!)

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 21 آبان1385ساعت 15:5  توسط آبجی وسطی  | 
جمعه ای که گذشت از پروژه ام دفاع کردم. جلسه به خوبی و خوشی برگزار شد. داور ها هم به نظر راضی بودند. امیدوارم نمره ام خوب بشه.

دیروز هم چلو کباب خوردم. چلو کباب های تهران که نمیشه٬ ولی چسبید.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 21 آبان1385ساعت 9:33  توسط آبجی بزرگه  | 
خوب - خودم رو چشم زدم

صورتم انگار داره ميميره 

 |+| نوشته شده در  جمعه 19 آبان1385ساعت 11:43  توسط آبجی وسطی  | 
۱- دیشب یه وحشی می خواست لوازمم رو بدزده خدا رو شکر موفق نشد

۲- آبجی بزرگه برات متاسفم شمرده نشدی

۳- احساس می کنم صورتم داره دوباره متولد میشه

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 16 آبان1385ساعت 12:0  توسط آبجی وسطی  | 
این هفته سه تا فیلم دیدم

Derailed, Wallace and Gromit - the curse of were-rabbit و The lake house

هرسه تا جالب بودند. اگه تونستید حتما ببینید

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 14 آبان1385ساعت 11:56  توسط آبجی وسطی  | 
سلام هيچ خبري از هيچكدومتون نيست ها!
 |+| نوشته شده در  جمعه 12 آبان1385ساعت 18:45  توسط آبجی وسطی  | 
تو این مدت که نمی تونستم چیزی پست کنم هزار تا چیز جالب به ذهن اومده بود ولی حالا نه!

امروز هم سرم خیلی خیلی شلوغه....

راستی هرکدوم از شما آبجی ها که قالب این سایت رو عوض کرده دستش درد نکنه

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 8 آبان1385ساعت 7:10  توسط آبجی وسطی  | 
سلام

بالاخره گوش شیطون کر مثل اینکه این سایت درست شد!

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 8 آبان1385ساعت 6:53  توسط آبجی وسطی  | 
این روزا که یه عالمه کار دارم چقدر دلم می خواد اینجا بنویسم! ولی باید ۲ -۳ هفته دیگه صبر کنم.

شما آبجی ها چرا نمی نویسین؟!!!!

راستی بخش پیوند های روزانه رو دیدین؟ من ۲ تا لینک گذاشتم. شما هم بذارین.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 3 آبان1385ساعت 10:5  توسط آبجی بزرگه  | 
 
  بالا