I saw my supervisor on wednesday and he told me the results of my master's project had been peresented in some international conferences.wowww isnt that great?
by the way, i got stucked in this bloody damn country.
|+|
نوشته شده در دوشنبه 6 آذر1385ساعت 11:18  توسط آبجی کوچیکه
|
خوب من هم ناراحت هستم. خونمونو می خوام.
ابجی بزرگه این نیز بگذرد. تو می تونی
|+|
نوشته شده در سه شنبه 25 مهر1385ساعت 14:30  توسط آبجی کوچیکه
|
ابجی های عزیز کم کاری می بینم امروز
|+|
نوشته شده در دوشنبه 24 مهر1385ساعت 15:21  توسط آبجی کوچیکه
|
آبجی کو جیکه وارد می شود.
|+|
نوشته شده در یکشنبه 23 مهر1385ساعت 15:8  توسط آبجی کوچیکه
|
درباره وبلاگ
نویسندگان این وبلاگ سه تا خواهر هستند که مجموع اختلاف سنشون 14 سال، و فاصلشون از همدیگه 25434 کیلومتره.